مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها
نبوده بعد زهرا کوثری دریاتر از زینب نمیآید پس از او زُهرهای زهراتر از زینب خدا میخواست تا آیات صبرش جلوهگر باشد نظر کرد و نشد پیدا کسی اولیٰتر از زینب پیمبر تا که دید او را، به زهرا گفت: «دلبندم، زمانی غم نمییابد کسی تنهاتر از زینب» به لبخند علی وقت ملاقاتش قسم هرگز ندیده چشم عالم دختری والاتر از زینب چنان صدیقۀ کبریست اعمال و صفات او پس از زهرا که دارد عصمتی کبریتر از زینب؟ جلال مرتضی را جمع در انوار عَذرا کن چه خواهی دید غیر از آیتی عظماتر از زینب حسن در پیش پای او به پا میخاست تا گیتی بداند در حیا یک تن نشد یکتاتر از زینب تمنای حسین از او دعای خیر بود آری پس از ذات امامت کیست با تقواتر از زینب اگر شور حـسـینی پُر کند آفـاق عالم را نیابی ای دل شیدا، دلی شیداتر از زینب عـقـیله، عـابده، سِّر ابیهـا، کامله، نجمه نیامد در زمان او کسی داناتر از زینب اگر ام المصائب خواندهاند او را، تعجب نیست که در عالم نبود از غصه بی همتاتر از زینب زبان چون باز کرد، از کاخ جز کوخی به جا نگذاشت چنان حیدر که خوانده خطبهای غَّراتر از زینب غرور کوفیان را خُرد کرد از نطق گویایش نبود آن لحظه در کوفه کسی مولاتر از زینب گمان میکرد زینب را به خاک آلوده اما دید نمانده در سرافرازی زنی بر پا تر از زینب |